آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

      Pull Up

      ˈpʊlˈəp pʊlʌp

      گذشته‌ی ساده:

      pulled up

      شکل سوم:

      pulled up

      سوم‌شخص مفرد:

      pulls up

      وجه وصفی حال:

      pulling up

      شکل جمع:

      pull-ups

      معنی pull up | جمله با pull up

      phrasal verb

      سرزنش کردن، ملامت کردن، تذکر دادن، گیر دادن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      She pulled her colleague up for being late to the meeting.

      او همکارش را به‌خاطر دیر رسیدن به جلسه سرزنش کرد.

      Don’t pull me up on minor mistakes; focus on the big picture.

      به اشتباهات کوچک گیر نده؛ به کلیت موضوع توجه کن.

      phrasal verb

      باز کردن، نمایش دادن، فراخوانی کردن، آوردن (اطلاعات روی صفحه‌ی کامپیوتر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He pulled up the website to check the latest news.

      او سایت را باز کرد تا جدیدترین اخبار را بررسی کند.

      The software can pull up customer records instantly.

      نرم‌افزار می‌تواند بلافاصله سوابق مشتریان را نمایش دهد.

      phrasal verb B2

      ایستادن، متوقف کردن، کنار کشیدن، نگه داشتن (خودرو)

      The police car pulled up behind the speeding vehicle.

      ماشین پلیس پشت خودرویی که با سرعت می‌رفت توقف کرد.

      He pulled up beside the curb to let me get in.

      او کنار جدول ایستاد تا من سوار شوم.

      noun countable

      (pull-up) بارفیکس (تمرین بالا کشیدن بدن از میله)

      شکل‌های نوشتاری دیگر: pullup و pull up

      She improved her pull-up count after weeks of training.

      پس‌از هفته‌ها تمرین، تعداد بارفیکس‌هایش بهتر شد.

      He can do ten pull-ups without stopping.

      او می‌تواند ده بار بارفیکس بدون توقف انجام دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pull up

      1. phrasal verb stop, halt
        Synonyms:
        halt pause draw up come to a stop come to a halt bring up haul up reach a standstill arrive get there fetch up
        Antonyms:
        go continue

      ارجاع به لغت pull up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pull up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pull up

      لغات نزدیک pull up

      • - pull through
      • - pull together
      • - pull up
      • - pull up stakes
      • - pull wires
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      HHS HH burst into view body dysmorphic disorder baggage claim fragmentation in to grow up in years commissionaire flowerpot foozle hawse homoplastic hoodwink jauntily اندوه انس پایداری تلخیص طوق فواد کشت مرز نظارت ناخن‌خشکی نازک‌نی نرگس ننر نوازنده‌ی زیلوفون نورشناسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.